نویسنده: عباس دلجو
خوشبختانه در دنيای ديجيتالی و بهم پيوسته کنونی، گسترش ارتباطات و تسریع فرآیندهای جهانی، در خلقِ هويت خواهى و آگاهي 
اسلام نیز نه تنها مسأله قوميت ها را نفي نكرده، بلكه آنها را محترم شمرده و تنوع قومیت ها، زبان ها و گویش های مختلف را يكي از لوازم شناخت برشمرده است و قران کریم درین باره می فرماید: “يا ايها الناس انّا خلقناكم من ذكر و انثي و جعلناكم شعوبا و قبائل لتعارفوا ان اكرمكم عندالله اتقيكم.”{6} . “ای انسانها همه شما مردان و زنان را از یک مرد و زن آفریدیم آنگاه شما را به صورت اقوام و نژادهای گوناگون قرار دادیم [اما بدانید اینها موجب امتیاز و برتری شما بر یکدیگر نمیشود بلکه] گرامی ترین و بزرگوار ترین شما در نزد خدا با تقوا ترین و پرهیزکارترین شماست” و در سوره روم تنوعات و تفاوت های قومی، زبانی و نژادی را ازنشانه ها و حکمت های خداوندی دانسته میفرماید : ” و من ایاته خلق السموات والارض واختلاف السنتکم والوانکم…”{7}و از نشانه های خداوند، آفرینش آسمان ها و زمین و تفاوت های زبانی و رنگ های شما (نژاد) است .
امروز خوشبختانه در قانون اساسی کشور ما نیز هویت های متکثر قومی، فرهنگي، تاریخی، زبانی و نژادی اقوام گوناگون را یک امر پذیرفته شده دانسته و به ان صریحا اشاره کرده است که :”ملت افغانستان متشکل از اقوام پشتون، تاجیک، هزاره، ازبک، ترکمن، بلوچ، پشه یی،نورستانی، ایماق، عرب، قرغیز، قزلباش، گوجر، براهوى و سایر اقوام میباشد.”{8} اصلا تنوعات نژادی، مذهبی و خرده فرهنگ های گوناگون قومی جزء شناسنامه اصلی کشور ما میباشد و به همین لحاظ ازین به بعد نخبگان قوم پشتون، باید با این رنگین کمان اقوام کشور، کنار آمده و جایگاه شان را در کنار سایر اقوام به صورت عادلانه تعریف کنند و بپذیرند که دیگر نمی توانند بیش از این، از امکانات ملت افغانستان برای قوم خویش هزینه سازند . به همین دلیل در کشور ما افغانستان، بعد ازین، برای شیونیست های قبیلوی، بینش تک بعدی و برنامه های ذوبگرایانه و حذفی سایر اقوام از حلقه حاکمیت و اقتباس سیاست های سانترالیستی و تمرکزگرایانه حکام و شاهان مستبد گذشته، بیش از هر زمان دیگر هزینه بر و در بسیاری موارد ناممکن شده است . با توجه به این حقایق در افغانستان، شیونیست های قبیلوی راهی جز پذیرش تکثر و تنوع قومیتی و مشارکت همگانی در قدرت جهت بیرون رفت از بحران ملی، را ندارند .
در افغانستان کنونی اگر آقای کرزی و تیم تمامیت خواه ایشان خواهان تحقق پلورالیسم و همگرائی ملی و حل تعارضات قومی، فرهنگی و مذهبی هستند باید از ذهنیت یگانه انگاری، اتنوسنتریسم و انحصار طلبی به شدت دوری جسته و به مشارکت همگانی اقوام آنهم در یک تناسب عادلانه در قدرت سیاسی، بیاندیشند . زیرا با توجه به شرایط فعلی و رشد اگاهی اقوام شریف کشور، دیگر شیونیست های سلطه جو، قادر به انکار این تنوع و تکثر نبوده و نمیتوانند کمافی السابق، این همه تنوع قومی را در محور یک قوم و زبان و فرهنگ و سنت خاص فروکاسته و وحدت و يگانگي میکانیکی را با حاکمیت و نظارت شديد يك قوم بر ساير اقوام استحکام بخشند . آیا ملت افغانستان از همین تنوع و تکثر و رنگین کمان اقوام و مذاهب، شکل نگرفته است؟. مگر دستیابی به عدالت اقتصادی، جز توسعه اقتصادی و فراهم آوری زمینه ها و فرصت های برابر به همه ای اقوام با همه ای گوناگونی زبانی و تنوع قومی و فرهنگی آنان، چیز دیگری میباشد؟. اگر جواب آری است باید بپذیریم که در شرایط فعلی نیاز مبرم جامعه امروز کشور ما، همانا همبستگي و انسجام ملي است و این خواست، زمانی تحقق می یابد که یک حاکمیتی برخاسته از متن اراده جمعی مردم کشور با قاعده وسیع ملی به وجود آمده و زمینه مشارکت متناسب سیاسی، تأمين حقوق شهروندي و به رسميت شناختن تنوع و گوناگونی قومی، مذهبي، زباني، فرهنگي و سياسي مردم افغانستان را فراهم سازد . اما فراموش نگردد که حاکمیتی با قاعده وسیع ملی در واقع به معنی مشارکت نمایندگان اقوام و اقشار گوناگون کشور در یک تناسب عادلانه در ساختار حاکمیت سیاسی، می باشد تا ازین طریق اراده و خواست همه ای هموطنان متبلور گردد . این واقعیت غیر قابل انکار را باید در نظرداشت که تنها با مشارکت متناسب نمایندگان اقوام مختلف در تمام امور کلان جامعه و استفاده از استعداد های نخبگان آنان در سطح ملی، قطعا بحران هویت و کاستی های سیاسی، اجتماعی این کشور مرفوع خواهد گردید . اگر ازین به بعد آزادي، مشارکت سیاسی، تساوي حقوقي و فرهنگي از اقوام محروم کشور، دريغ شود، قطعا فضای بی اعتمادی و ناامنی ها را بیشتر از پیش گسترش داده و حتی منجر به بحران عمیق تر ملی گردیده و احتمال تجزیه کشور را نیز درپی خواهد داشت .
حالا در شرایط فعلی، تنها دولتی میتواند که این بحران ملی را خاتمه بخشد که با فرهنگ و ذهنیتی دمکراتیک و انسانی، اراده و خواست همه ای اقوام را محترم شمرده و نمایندگان باصلاحیت آنان را از طریق مشارکت سیاسی در ساختار حاکمیت، سهیم ساخته و به ذهنیت انحصاری و طرد و نفی، نقطه پایان گذارد . تا با این کار، اعتماد و همبستگی ملی را بوجود آورده و هویت های متکثر قومی را در هویت واحد ملی جمع نموده و پروسه ملت سازی را پی ریزند.
پی نوشت ها :
1- پاتریک ترنبری : شمشادی و آقایی: 1370: صص 9 و 10
2 – ترنبري، پاتريك. حقوق بينالملل و حقوق اقليتها، ص 62 ترجمه آزيتا شمشادي و علي اكبر آقايي، تهران، پژوهشكده مطالعات راهبردي 1379)
3 – ماده 27 ميثاق بين المللي حقوق مدني وسياسي درمورد اقليت هاي قومي، مذهبي و زباني.
4 – ( sergre moscovici : 1979 : p9) http://esalatehag.blogfa.com/post-31.aspx
5 –( gaspar biro: 1993:p172) http://esalatehag.blogfa.com/post-31.aspx
6 – قرآن کریم – سوره حجرات . آیه ۱۱۳
7 – قرآن کریم – سوره روم، آیه 22
8 – قانون اساسی افغانستان، ماده چهارم فصل اول –سال 1382 هجری شمسی
منبع سایت نمای نزدیک
http://www.kabul.net.au/