متل‌ها و ضرب المثل‌های هزارگی

دکتر حفیظ الله شریعتی سحر


ضرب المثل‌ها به‌عنوان میراث‌های فرهنگی کهن مردم هزاره با یك جمله كوتاه شروع می‌شود و مفهوم بزرگی را می‌رساند. آشنائی به این هنر سخن گویی و پند پیرانه، آشنایی با حکمت عامیانه نیاكان و اجداد آن مردم است.

این پند نامه كه طی قرن‌ها به وجود آمده، تصادفی نبوده؛ بلكه بازتابی است از باور‌های مردمی و جامعه شناختی مردم هزاره که با مفاهیم آموزنده شان زبان زد عام و خاص شده است. این ایمان از آن جا برای مردم هزاره مهم و گران بها است که مردان و زنان کهن سال در این دیار سینۀ پری از این گوهرهای نایاب فرهنگی و حکمت‌های حکیمانه مردمی‌دارند که به چند تای آن که به فارسی معیارآورده شده، اشاره می‌شود.
ماستی که ترش است از تغارش پیداست.
شور شور آب از کجی جوی است.
خاک خشک به دیوار نمي‌چسپد.
در این آسیا بسیاری آرد کرد مزد از ما گرفت.
سیلی نقد به از سودای نسیه
دوستی به زور نمی‌شود و میهمانی به سیالداری.
مشك را به اندازه دوغش بزن
هركه لافید، هیچی نبافید
نیم نان، راحت جان.
هر چه به دیگ باشد، به چمچه بالا می‌آید.
مرغ هر چه خاك باد کند، بر سر خود پاش می‌دهد
در مُلك غیر نهال نشاندن، صدای تبر شنیدن
هر كسی دستی سیاه كند، بر روی خود کشاند.
از گرسنگی آسیابانی كردن و از كلان كاری مزد نگرفتن.
پیش از مرگ واویلا نکو
نو آمد به بازار، كهنه شد دل آزار.
مرده و لگد زدن.
از آسمان هفتم گز نکو.
خُلق خوش خلق خدا را شكار می‌کند.
از گرفتن كور و از زدن كر بترس.
مرغ كور، نصیب شی آب شور.
شیشه بار داری، جنگ سنگ نكن.
گوسپند خوب نصیب كفتار است.
آب می‌رود؛ ولی ریگ می‌ماند.
گاو پایش را لگد نمی كند.
گوشت گرگ به گرگ نارواست.

In this article

Join the Conversation